کلمه «چرنگیدن» در زبان فارسی به معنای صدایی است که از برخورد اجسام فلزی یا چینی با یکدیگر ایجاد میشود و معمولاً برای توصیف صداهایی تیز و مشخص به کار میرود، مانند زمانی که شمشیر با چیزی برخورد میکند یا زنگی به سطحی فلزی میخورد. این واژه بیانگر حالتی از صداست که به صورت طنین یا ارتعاش کوتاه و شنیدنی تولید میشود و شنونده آن را به راحتی تشخیص میدهد، زیرا دارای ویژگی گوشنواز و در عین حال شدید است. چرنگیدن در واقع صدایی است که با جرنگ جرنگ کردن همراه است و میتواند همزمان حس برخورد و حرکت جسم را نیز منتقل کند. این فعل در متون ادبی و گفتار عامیانه برای القای حس واقعی برخورد اجسام و شدت صدا استفاده میشود و جایگزینی مناسب برای عبارات طنین زنگ ایجاد کردن یا جرنگ جرنگ کردن است. همچنین کاربرد چرنگیدن محدود به فلزات نیست و گاهی برای اشیای چینی یا شیشهای نیز به کار میرود که هنگام تماس صدایی شبیه فلز ایجاد میکنند. این واژه با جزئیات صوتی خاص خود، تصویری زنده و ملموس از صدا به ذهن مخاطب میآورد و میتواند در بیان صحنهها و رخدادهای ملموس تأثیرگذار باشد.
چرنگیدن
لغت نامه دهخدا
چرنگیدن. [ چ ِ رِ دَ ] ( مص جعلی ) آواز صدا کردن گرز و مانند آن باشد بسبب زدن آن بر جایی. ( برهان ) ( آنندراج ). آواز و صدای چرنگ کردن. ( ناظم الاطباء ). صدا برآمدن از گرز و امثال آن، هنگام بکار بردنش در نبرد. جرنگیدن:
چرنگیدن گرزه گاوچهر
تو گفتی همی سنگ بارد سپهر.فردوسی.ز آواز اسبان و بانگ سران
چرنگیدن گرزهای گران.فردوسی.رجوع به چرنگ شود.
|| صداکردن زنگ و درای. آواز برخاستن از جرس و درای و نظایر آنها:
ز بس ناله کوس با کره نای
چرنگیدن زنگ و هندی درای.فردوسی.به ابر اندرآمد دم کره نای
چرنگیدن گرز و هندی درای.فردوسی.رجوع به چرنگ شود.
فرهنگ عمید
=جرنگیدن
جمله سازی با چرنگیدن
💡 سر بی تنان و تن بی سران چرنگیدن گرزهای گران