واژه «گوهر بیز» در ادبیات فارسی به معنای گوهرافشان، جواهرریز یا نثارکننده گوهر است و تصویری زیبا و شاعرانه از ریزش چیزهای ارزشمند را به ذهن القا میکند. این ترکیب از دو بخش «گوهر» به معنای جواهر و «بیز» به معنای افشاننده یا ریزنده ساخته شده است. در متون ادبی، این واژه اغلب برای توصیف پدیدههایی به کار میرود که چیزی گرانبها را میپراکنند. برای مثال، ابر بارانزا را «گوهر بیز» مینامند، زیرا قطرات باران همچون دانههای جواهر از آسمان فرو میریزند. همچنین این اصطلاح برای توصیف سخنان زیبا و ارزشمند نیز استفاده میشود، بهطوریکه گویی گوینده، کلمات را همچون گوهر میپراکند. «گوهر بیز» بار معنایی مثبت و تحسینآمیز دارد و نشاندهنده ارزش، زیبایی و غناست. این واژه در شعر فارسی بسیار کاربرد دارد و به غنای تصویرسازی شاعرانه کمک میکند. مترادفهایی مانند گوهرریز، گوهرافشان و جواهرخیز نیز معنای مشابهی دارند. کاربرد این کلمه بیشتر در سبکهای ادبی و فاخر دیده میشود. در مجموع، «گوهر بیز» بیانگر افشاندن و پراکندن چیزهای گرانبها بهصورت نمادین یا واقعی است.
گوهر بیز
فرهنگ عمید
گوهرافشان، گوهرریز.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه یا آنچه گوهر بیزد. ۲ - ابر (قطرات باران بگوهر تشبیه شده ): بگردون تیره ابری بامدادن برشد از دریا جواهر خیز و گوهر ریز و گوهر بیزو گوهر زا ( قا آنی )
جمله سازی با گوهر بیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مایه ده از بوی باده باد عنبربیز را در کف ما رادی آموز ابر گوهر بیز را