پاکنده

مترادف‌ها

پاک‌کن، پاک‌کننده

متضادها

آلوده‌کننده

لغت نامه دهخدا

پاکنده. [ ک َ دَ / دِ] ( اِ ) پاکند. سُنبل و این صورت مصحف یاکنده است.

جمله سازی با پاکنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کشتند مرا کز تو پاکنده شوم غم نیست اگر بر درت افکنده شوم

💡 این دستگاه جدید که به عنوان یک پاکنده بسیار قدرتمند معرفی شده است، می‌تواند تمام آلودگی‌ها را از سطح زمین و دیواره‌های ساختمان‌ها از بین ببرد.

💡 در فرهنگ‌های قدیمی، استفاده از مواد طبیعی و گیاهی به عنوان پاکنده برای بدن، رایج بود و سلامت پوست را تضمین می‌کرد.

💡 او با دقت بسیار زیاد، تمام گرد و غبارها را با استفاده از یک پارچه نرم و پاکنده مخصوص از روی اشیای قیمتی قدیمی زد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران