نابایسته

مترادف‌ها

ناشایست، نامناسب، بی‌لیاقت

متضادها

شایسته، بایسته، مناسب

لغت نامه دهخدا

نابایسته. [ ی ِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ناشایسته. نامناسب. ( آنندراج ). نالایق. نارواء. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - غیرضروری. ۲ - نالایق. ۳ - حرام. ۴ - مکروه. ناپسند.
ناشایسته نامناسب.

جمله سازی با نابایسته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بایسته را نور آمد و نابایسته رادود ٭ نه نزدیک ونه دور نه دیرست و نه زود است. اولیت حق بهیچ حادث بنیالود.

💡 بسیاری از مردم معتقدند که انتصاب برخی افراد به پست‌های حساس مدیریتی، رفتاری بسیار نابایسته و ناعادلانه در حق متخصصان واقعی این کشور است.

💡 برخورد تند و بی‌ادبانه آن مسئول با شهروندان عادی، رفتاری بسیار نابایسته بود که باعث نارضایتی گسترده در میان افکار عمومی شد.

💡 او احساس می‌کرد که دریافت این جایزه بزرگ، برای توانایی‌های فعلی او بسیار نابایسته است و باید بیشتر برای رسیدن به آن تلاش کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران