نابایسته
مترادفها
ناشایست، نامناسب، بیلیاقت
متضادها
شایسته، بایسته، مناسب
لغت نامه دهخدا
نابایسته. [ ی ِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ناشایسته. نامناسب. ( آنندراج ). نالایق. نارواء. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - غیرضروری. ۲ - نالایق. ۳ - حرام. ۴ - مکروه. ناپسند.
ناشایسته نامناسب.
جمله سازی با نابایسته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بایسته را نور آمد و نابایسته رادود ٭ نه نزدیک ونه دور نه دیرست و نه زود است. اولیت حق بهیچ حادث بنیالود.