هم صحبت

لغت نامه دهخدا

هم صحبت.[ هََ ص ُ ب َ ] ( ص مرکب ) مصاحب. همنشین:
به هم صحبتان گفت کاین باغ نغز
که منظور چشم است و ریحان مغز.نظامی.از این دیو مردم که دام وددند
نهان شو که هم صحبتان بدند.نظامی.بسی هم صحبتت باشد در این پوست
ولیکن استخوان، من مغزم ای دوست.نظامی.غماز را به حضرت سلطان که راه داد
هم صحبت تو همچوتو باید هنروری.سعدی.بیاموزمت کیمیای سعادت
ز هم صحبت بد جدایی جدایی.حافظ.

فرهنگ عمید

هم کلام، هم سخن، همدم، مصاحب.

جمله سازی با هم صحبت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وه چه گرمی است در این انجمن امشب که ز شرم شمع و پروانه به هم صحبت آن گرم نشد

💡 با آنکه کرد این منزلم، هم صحبت آب و گلم از نار کی ترسد دلم؟ کز عالم نور آمدم

💡 این زبان همچنان بسیار نزدیک به زبان مالایی است و می‌توان گفت که گویشوران این دو زبان می‌توانند به راحتی با هم صحبت کنند.

💡 «نظیری » کیست؟ مسکینی به اهل فقر هم صحبت نه پیش جم برد عرضی، نه بر دارا کند گوشی

💡 در ازل جان مرا عشق تو هم صحبت بود تا ابد در دل من مهر و وفای تو بود

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز