یزدان دان
مترادفها
خردمند، دانشمند، عاقل، دانا
متضادها
کافر، ملحد، بیخدا
لغت نامه دهخدا
یزدان دان. [ ی َ ] ( نف مرکب ) یزدان شناس. یزدان پرست. موحد. خداشناس:
زهی مظفر پیروزبخت روزافزون
زهی موحد پاکیزه دین یزدان دان.فرخی.و رجوع به یزدان شناس شود.
فرهنگ فارسی
یزدان شناس یزدان پرست
جمله سازی با یزدان دان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز یزدان دان نه از ارکان که کوته دیدگی باشد که خطی کز خرد خیزد تو آن را از بنان بینی
💡 به دلها ریختی یکسر شکستن هم ز یزدان دان که لختی بر خم زلف و کله زد، کجکلاهان را
💡 در آموزههای عرفانی و اخلاقی، تأکید زیادی بر این نکته وجود دارد که انسان باید همواره یزدان دان باشد و در هر قدمی به یاد خالق باشد.
💡 یزدان دان بودن به معنای شناخت عمیق از ذات خداوند و درک پیوند میان خالق و مخلوقات در تمامی لحظات زندگی و فعالیتهای روزمره است.
💡 بسیاری از فیلسوفان بزرگ معتقد بودند که رسیدن به کمال انسانی مستلزم آن است که فرد یزدان دان باشد و حقیقت مطلق را در جهان جستجو کند.