چارتا
لغت نامه دهخدا
چارتا. ( اِ مرکب ) طنبور و رباب چهار تار را گویند. ( برهان ). || کنایه از چهار عنصر و عالم و دنیا هم هست به اعتبار چهار رکن. ( برهان ) ( آنندراج ). || چارگوهر. ( آنندراج ). || چارلا و رجوع به چار تار و چار تاره شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- چهار عنصر آب باد خاک آتش. ۲- دنیا باعتبار چهار رکن. ۳- چارتا چار تاره.
طنبور و رباب چهار تار را گویند. یا چار گوهر.
دانشنامه عمومی
چارتا ( انگلیسی: Charta ) یک منطقهٔ مسکونی در کلمبیا است.
جمله سازی با چارتا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز بعد چارتا پانزده نظر شد عطارد را از این معنی خبر شد