چارگوهر

لغت نامه دهخدا

چارگوهر. [ گ َ / گ ُ هََ ] ( اِ مرکب ) چارعنصر. چارآخشیج. عناصراربعه. آخشیجان. آب و خاک و باد و آتش:
چو این چارگوهر بجای آمدند
ز بهر سپنجی سرای آمدند.فردوسی.میراث ستان هفت کشور
منصوبه گشای چارگوهر.نظامی.ز آن بزرگی که در سگالش اوست
چارگوهر چهاربالش اوست.نظامی.جهت را شش گریبان در سرافکند
زمین را چارگوهر در برافکند.نظامی.و رجوع به چارگهر و چهارگوهر شود.

فرهنگ عمید

= چهارگوهر: چو این چارگوهر به جای آمدند / ز بهر سپنجی سرای آمدند (فردوسی: ۱/۶ ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) چهار عنصر
چار عنصر. چار آخشیج. عناصر اربعه. آخشیجان. آب و باد و خاک و آتش.

جمله سازی با چارگوهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناظم هر چارگوهر داور هر پنج حس مالک‌هر هفت دوزخ فاتح هر هشت باب

💡 گوهر معنی تمامی ایزد اندر تو نهاد نیستی زین چارگوهر پس تو پنجم گوهری

💡 به رویش بوسه ها دادی و از جیب به دستش چارگوهر دادی از غیب

💡 چو این چارگوهر به ساز آمدند دگر ره به جنبش فراز آمدند

💡 چو این چارگوهر به جای آمدند ز بهر سپنجی سرای آمدند

💡 مدان از ستاره بی او هیچ چیز نه از چرخ و نز چارگوهر به نیز

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز