لغت نامه دهخدا
پدر پدر. [ پ ِ دَ رِ پ ِ دَ ] ( اِ مرکب ) جدّ. نیا.
پدر پدر. [ پ ِ دَ رِ پ ِ دَ ] ( اِ مرکب ) جدّ. نیا.
( اسم ) نیا جد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو آگاه گشتم ز کار پدر پدر بهتر از دایه ی بدگهر
💡 تو فرزند باشی و من چون پدر پدر پیش فرزند بسته کمر
💡 ز من از جدایی خود طلبد اگر نشانی همه عمر خاک بر سر بنشین پدر پدر کن
💡 پسر نداند جز دزدی از متاع پدر پدر نگوید غیر از دروغ با فرزند
💡 برآشفت و آمد به پیش پدر پدر را چنین گفت کای تاجور
💡 نبودی جدا یک زمان از پدر پدر نیز نشگیفتی از پسر