پای خوش

لغت نامه دهخدا

پای خوش. [ خوَ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) ( رشیدی ). رجوع به پای خوشه شود.

جمله سازی با پای خوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میهمان خود که جای کش بودش بر چنان رقص پای خوش بودش

💡 می فشانم آستین بر افسر گوهرنگار تا سرم را زیر پای خوش خرام آورده ای

💡 دو اسبه راند همی تا بمسجد اقصی سمند تیز تک باد پای خوش رفتار

💡 در راه نیاز می نهی پای خوش راهی و بوالعجب نهادی

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز