لغت نامه دهخدا
هدار. [ هََ دْ دا ] ( اِخ ) یکی از نواحی یمامه. مسیلمه کذاب در این مکان ادعای نبوت کرد و خالد را گرفت. ( معجم البلدان ). موضعی یا رودباری است در یمامه که مولد مسیلمه کذاب است. ( منتهی الارب ).
هدار. [ هََ دْ دا ] ( اِخ ) یکی از نواحی یمامه. مسیلمه کذاب در این مکان ادعای نبوت کرد و خالد را گرفت. ( معجم البلدان ). موضعی یا رودباری است در یمامه که مولد مسیلمه کذاب است. ( منتهی الارب ).
هدار، روستایی در دهستان جکیگور بخش مرکزی شهرستان راسک در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۲٬۴۶۸ نفر ( ۴۹۵ خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زاهدا دعوی ز هدار کنی از بهر خدا بده از صیقل اخلاق دل خویش صفا