ماهری

لغت نامه دهخدا

ماهری. [ هَِ ] ( حامص ) حذاقت. مهارت. حاذقی. استادی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به ماهر شود.

جمله سازی با ماهری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زهرا ماهری هم طی نقد کوتاهی در سایت وینش به این کتاب پرداخت. ماهری کتاب را «بسیار نمادین» می‌داند و از جمله عناصر نمادین به کولی‌ها، پیرمرد فکور، عرفان‌مسلکی و استفاده از موسیقی اشاره می‌کند که در دیگر داستان‌های یوسفی هم مشهود است. او معتقد است در رمان سعی شده نوجوانان را با تجربه‌های جدید آشنا کند و آنان را به‌سوی خودشناسی و چالش‌های پیش روی بزرگسالی بکشاند.

💡 برو، سگ. برو! تگ بارکر ۶ ساله را در مورد ماجراهای خود در شهر پاوستون، یک جامعه سگ دوست داشتنی در حال حرکت، دنبال می‌کند. تگ مکانیک ماهری است و هر چیزی را که دوست دارد دوست دارد. با نبوغ و خلاقیت، تاگ می‌تواند تا آنجا پیش برود که هر طرحی او را با بهترین دوستش اسکوچ پوچ در کنارش ببرد.

💡 تن‌ماهیان (تون، ماهی خال‌خالی و لذیذماهی) شناگران ماهری هستند. در امتداد کناری قسمت عقب بدن آنها، خطی از باله‌های کوچک بدون شعاع و غیرقابل ارتجاع بنام «باله‌چه» دیده می‌شود که نقش پیچیده‌ای در ایجاد و کنترل حرکت آن‌ها دارند.

💡 ماهی‌گیرک‌های امروزی برخلاف پنگوئن‌ها توانایی پرواز دارند (به‌جز گونه‌ای به نام ماهی‌گیرک بزرگ که به تازگی منقرض شده است). ماهی‌گیرک‌ها شناگران و شیرجه‌زنان ماهری هستند ولی راه رفتن آن‌ها ناآزموده به نظر می‌آید.