ینه

لغت نامه دهخدا

ینه. [ ن َ / ن ِ ] ( پسوند ) مانند «ین » علامت نسبت است و به آخر اسم پیوندد و معنی صفت نسبی دهد، چون: زرینه، سیمینه، برنجینه، رویینه، چرمینه، مویینه، مسینه،کمینه، گنجینه، دیرینه، سفالینه، کشکینه، نرینه، مادینه، پلنگینه، گرگینه، پارینه، نوشینه، دوشینه، پیشینه، نخستینه. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به ین شود.
ینه. [ ی َن ْ ن َ ] ( اِخ ) ابوعبدالرحمان حمراوی مسمی به ینه. در فتح مصر حاضر بود و حمام ینه به مصر بدو منسوب است. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به عبدالعزیز ( ابن ابراهیم بن هبةاﷲبن ینه ) شود.

فرهنگ فارسی

ابو عبدالرحمان حمراوی مسمی به ینه در فتح مصر حاضر بود و حمام ینه به مصر بدو منسوب است

جمله سازی با ینه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز درد و داغ دل را نیک محضر می توان کردن به چاکی ینه را صحرای محشر می توان کردن

💡 آب... ینه رفت و رونق... تا علمشان بدین نشان بینی

💡 وطنی باغریوا باسسان سه وینرسن ینه سن که وطن ده بالاسین باغرینا باسسا سه وینر.

💡 ب‌آباد ینه روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ازنا در استان لرستان ایران است.

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز