لغت نامه دهخدا
واخوردگی. [ خوَرْ / خُرْ دَ/ دِ ] ( حامص مرکب ) حیرت. || سرخوردگی. واماندگی. || نومیدی. یأس. || رد شدن. || واپس زدگی. سرکوفتگی و آن اصطلاحی است از اصطلاحات مربوط به مکتب فروید روانشناس اتریشی و عبارت است از فراموش شدن امیال و غرایز که بر اثر ناهماهنگی با مقررات جامعه و ناسازگاری با عقل و امور اخلاقی به شعور باطن یا ناخودآگاه میروند و از صحنه روشن ذهن خارج میشوند. رجوع به واخوردن شود.