ناکرده کار. [ ک َدَ / دِ ] ( ص مرکب ) آنکه بر حقیقت کار هیچ اطلاعی نداشته باشد. ( آنندراج ). آنکه کاردان و کارآزموده و تجربه کار نباشد. ( ناظم الاطباء ). ناآزموده. نامجرب. کارناکرده. نکرده کار. ناشی. ناوارد به کار:
چسان کار بگشاید از روزگار
به ناکرده کاری فتاده ست کار.ملاطغرا( از آنندراج ).- امثال:
ناکرده کار رامبر به کار.
آن که کاردان و کارآزموده نباشد، ناشی، بی تجربه.
( صفت ) آنکه کار آزموده و مجرب نیست بی تجربه ناشی: چسان کار بگشاید از روزگار بنا کرده کاری فتا دست کار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که مردن نکوتر ز ناکرده کار گذشتن چنین بر در شهریار
💡 که ای ناکرده کار این چیست سستی؟ نکشته خصم، فارغ دل نشستی
💡 و دیگر که بر خیره ناکرده کار نشایست رفتن بر شهریار
💡 همی بازگردی به ناکرده کار زمانی در این رزمگه پای دار
💡 لاف بر ناکرده کار خودمزن از کنم یا کرده ام کم گوسخن