کوتاه بین

لغت نامه دهخدا

کوتاه بین. ( نف مرکب ) تنگ نظر. تنگ چشم. کوته بین. ( فرهنگ فارسی معین ):
دلش داد گوینده راه بین
که ترسان بود مرد کوتاه بین.امیرخسرو.زلف جانان را چه نسبت با حیات جاودان
حیف باشد این قدر کوتاه بین باشدکسی.صائب ( از آنندراج ).و رجوع به کوته بین شود. || کوته اندیش. ( ناظم الاطباء ):
در او هم اثر کرد میل بشر
نه میلی چو کوتاه بینان به شر.سعدی ( بوستان ).|| کم بین و تاریک چشم و نزدیک بین. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

تنگ چشم، نظر تنگ.

فرهنگ فارسی

( صفت ) تنگ نظر تنگ چشم: زلف جانان را چه نسبت با حیات جاودان ? حیف باشد این قدر کوتاه بین باشد کسی. ( صائب )

جمله سازی با کوتاه بین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وضوی سالک کوتاه بین صائب بود ناقص ز اسباب جهان تا دست خود یکجا نمی شوید

💡 مرا با قامت رعنای او عیشی است بی پایان حیات جاودان از مردم کوتاه بین باشد

💡 مپرس از زاهد کوتاه بین اسرار عرفان را چه داند قعر دریا را حباب بادپیمایی؟

💡 از دل بیدار، عارف می کند سیر بهشت زاهد کوتاه بین باغ جنان بیند به خواب

💡 زود می آید بسر دوران آن کوتاه بین کز فروغ عاریت چون ماه می بالد به خویش

💡 می خورندش مردم کوتاه بین آخر به چشم هر که چون مه فربه از نور گدایی می شود

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز