لغت نامه دهخدا
واتن. [ ت َ ] ( مص ) گفتن. ( ناظم الاطباء ). واتم به لغت اصفهانی به معنی گفتم باشد. ( آنندراج ).
واتن. [ ت ِ ] ( ع ص ) چیز ثابت و پاینده و در جای خود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ج، وتن. ( ناظم الاطباء ). || آب روان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): وتن الماء وتوناً؛ پیوسته روان ماند آب و منقطع نشد. ( منتهی الارب ) ( المنجد ). || الماء الواتن؛ هوالمعین الدائم الذی لایجری، او لایذهب. ( تاج العروس ).