نامه بر. [ م َ / م ِ ب َ ] ( نف مرکب ) آنکه مکتوب می برد. پیک. قاصد. ( ناظم الاطباء ):
دیر شد تا نامه ای از تو نیامد سوی ما
گرچه چندین قاصدان نامه بر بازآمدند.کمال الدین اسماعیل.ای پیک نامه بر که خبر می بری به دوست
یا لیت اگر بجای تو من بودمی رسول.سعدی.آن پیک نامه بر که رسیداز دیار دوست
آورد نامه ای ز خط مشکبار دوست.حافظ.- مرغ نامه بر؛ کبوتری که مکتوب می برد. ( ناظم الاطباء ):
بردند عرض حال ترا مشفقی به دوست
مرغان نامه بر به سخن میرسیده اند.مشفقی.شریک دولت خود را نمی توانم دید
به چشم غیرت من مرغ نامه بر تیر است.صائب.چو خواهم نامه ات بر بال مرغ نامه بر بندم
نخست از رشک مرغ نامه بر را بال و پر بندم.عذری بیگدلی.
کسی که نامۀ دیگری را از جایی به جایی می برد، پیک، قاصد.
(صفت ) آنکه نامه رابکسی برساندنامه آور: آن پیک نامه برکه رسید از دیار دوست آوردحرزجان زخط مشکباردوست. ( حافظ ) یامرغ ( کبوتر ) نامه بر.کبوتری که نامه راازجایی بجایی حمل کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز ما باد پیغمبرش را درود که شد ایزدی نامه بر وی فرود
💡 در آن دیار همان به که پرسشت نکنند که مرغ نامه بر دوستان به هم، تیر است
💡 تپیدن دلم از خوی او خبر دارد جواب نامه ز پرواز نامه بر دانم
💡 شب رایت مشک رنگ بر کیوان برد تقدیر بدم نامه بر طوفان برد
💡 من اینک پس نامه بر سانِ باد بیایم به نزد تو ای پاک و راد
💡 پیچیده درد هجر تو بر یکدگر مرا شاید غلط به نامه کند نامه بر مرا