یفتر
مترادفها
سستی میکند، تنبلی میکند
لغت نامه دهخدا
یفتر. [ ی َ ت َ ] ( اِ ) آب صافی که بوی و رنگ و مزه آن برگشته باشد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
آب صافی که بوی و رنگ و مزه آن برگشته باشد
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی لَا یُفَتَّرُ: تخفیف داده نمی شود (کلمه یفتر مضارع مجهول از مصدر تفتیر است که به معنای تخفیف و کم کردن است )
ریشه کلمه:
فتر (۲ بار)
«فتور» همان گونه که «راغب» می گوید: به معنای سکون بعد از حدت، و نرمش بعد از شدت، و ضعف بعد از قوت است.
جمله سازی با یفتر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 «لِکَیْ لا یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئاً» ای حتّی یعود بعد العلم جاهلا و یصیر کالصّبیّ الّذی لا عقل له گفتهاند این در شأن کسیست که مؤمن نبود امّا مؤمن اگر چه پیر شود علمی که او را دادهاند وا نستانند. و قیل معناه لئلّا یعمل بعد عمله شیئا ای یفتر عن العمل بالعلم لانّ تأثیر الکبر فی العمل اکثر منه فی العلم. و گفتهاند گردش احوال بنده آن راست که تا خلق بنظر عبرت نگرند و بدانند که آن خداوند که قادرست که بنده را از حال علم با حال جهل برد، قادر است که او را بمیراند و باز او را زنده گرداند، «إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ قَدِیرٌ» که وی جلّ جلاله داناست و تواناست بهر چه خواهد.
💡 اینست که اللَّه گفت: یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ مجاهد گفت قومی از دین اسلام مرتد گشتند، این آیت در شأن ایشان فرو آمد، یعنی که اول در نور اسلام بودند و طاغوت ایشان را از نور اسلام بیرون کرد و فاظلمت کفر افکند، و طاغوت ایشان شیطان بود و هواء نفس، هر چه بنده را از حق برگرداند آن را طاغوت گویند، ازین جهت یُخْرِجُونَهُمْ بلفظ جمع گفت، اما اهل معانی آیت بر عموم راندند و گفتند، مراد باین جمله کافران زمیناند، و بیرون آوردن ایشان از نور، نه آنست که ایشان را نوری بود و از آن بیفتادند، لکن معنی آنست که ایشان را خود از نور باز داشتند. حسن گفت ان لا یدعهم یدخلونه و این در لغت روا و روانست، یقال قد ضمّنت القوم دم فلان، و اخرجتک منه ای لم ادخلک فیه ثم قال: أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ ای لا یموتون لا یفتر عنهم و هم فیه مبلسون.