یرون. [ ی َ ] ( ع اِ ) مغز کله پیل. ( ناظم الاطباء ). دماغ پیل و گویند آن سم است. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). دماغ فیل و آن سم است و بعضی گویند بر هر سمی اطلاق شود. ( از تاج العروس ). || خوی ستور. ( منتهی الارب ). خوی و عرق ستور بارکش. ( ناظم الاطباء ). || آب گشن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
مغز کله پیل دماغ پیل و گویند آن سم است
[ویکی الکتاب] معنی یَرَوْنَ: می بینند
معنی لَا یَرَوْنَ: نمی بینند
ریشه کلمه:
رئی (۳۲۸ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تَحِیَّتُهُمْ یَوْمَ یَلْقَوْنَهُ سَلامٌ مفسران اینجا دو قول گفتهاند: یکی آنست که «یلقونه» اینها با اللَّه شود، یعنی تحیّة المؤمنین یوم یرون اللَّه «سلام» ای یسلم اللَّه علیهم. میگوید: نواخت مؤمنان آن روز که اللَّه را بینند یعنی روز قیامت سلام است و ورد قال النبی (ص): «یتجلّی اللَّه عزّ و جلّ یوم القیمة فیقول للمؤمنین: سلام علیکم».
💡 ز دل بتنگ چنانم که خواهمش آرم ز چاکسینه یرون و هزار پاره کنم
💡 گره زد دامن معشوق و عاشق نموده با درون ب یرون موافق