گاو سیمین

لغت نامه دهخدا

گاو سیمین. [ وِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صراحی و ظرفی که از نقره بصورت گاو ساخته باشند هم چنان که گاو زرین را از طلا. ( برهان ) ( آنندراج ). پیمانه شراب بشکل گاو از سیم کرده:
از مسام گاو سیمین در صبوح
ارزن زرین روان اختر کجاست.خاقانی.میساز تسکین هر زمان عید طرب بین هر زمان
از گاو سیمین هر زمان خونریز و قربان تازه کن.خاقانی.

فرهنگ فارسی

پیمانه شراب به شکل گاو

جمله سازی با گاو سیمین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سر بن بره، کش طوق زرافشان بود، شد پنهان؛ شد از عکس سر وی گاو سیمین سم، افق روشن

💡 از سفالین گاو سیمین آهوان عید جان را خون قربانی بخواه

💡 از مسام گاو سیمین در صبوح ارزن زرین روان آخر کجاست

💡 می‌ساز تسکین هر زمان عید طرب بین هر زمان از گاو سیمین هر زمان خون ریز و قربان تازه کن

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز