لغت نامه دهخدا
کافرنعم. [ ف ِ /ف َ ن ِ ع َ ] ( ص مرکب ) کافرنعمت. ناسپاس:
هر کسی کو بکسی مردم شد
قدر نشناسد کافرنعم است.خاقانی.رجوع به کافرنعمت شود.
کافرنعم. [ ف ِ /ف َ ن ِ ع َ ] ( ص مرکب ) کافرنعمت. ناسپاس:
هر کسی کو بکسی مردم شد
قدر نشناسد کافرنعم است.خاقانی.رجوع به کافرنعمت شود.
( صفت ) کافر نعمت نا سپاس: [ هر کسی کو بکسی مردم شد قدر نشناسد کافر نعم است ]. ( خاقانی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر خسی کو به کسی مردم شد قدر نشناسد کافر نعم است