چرب روده

لغت نامه دهخدا

چرب روده. [ چ َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) چرب رود. جهودانه. چرغند. روده ای که درون آنرا از چربی و پیه و گوشت پرکرده بپزند:
عربی را که بود ساکن بر
جانب ری فتاد رای سفر
دید پیش دکانچه طباخ
چرب روده، نفیر زد گستاخ
متعجب که: «یا عجم ماذا
خذ فلوساً و اعطنی هذا»
عجم از وی گرفت فلس و نهاد
یک بدستی از آن بدستش داد
عرب از بیم دستبرد دغل
استوارش نهفت زیر بغل
ناگهان در میان شور و غلو
چرب رود از کفش فتاده فرو
چون ز نامش نداشت مسکین بهر
تا سراغش کند ز مردم شهر
بغل از خور تهی و کیسه ز دانگ
خرزه بر کف نهاد و میزد بانگ:
«ایها المسلمون ببلدة ری
هل وجدتم بمثل هذا شی.»جامی.|| قسمتی از اسباب و جوارح شکم. حَویّة. ج، حَوایا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). حویةالبطن. ( بحرالجواهر ). || قولون. معاء قولون.

فرهنگ عمید

تکۀ پاک کرده رودۀ گوسفند که با گوشت و چربی پر کرده و پخته باشند، جگرآکند، چرغند، چرب رود.

فرهنگ فارسی

چرب روده. جهودانه قسمی از اسباب و جوارح شکم.

جمله سازی با چرب روده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن چرب روده ای که بود اسم او اسیب آیا بود که بر من مسکین شود نصیب

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز