چتر سیه

مترادف‌ها

چتر سیاه

متضادها

چتر سفید

لغت نامه دهخدا

چتر سیه. [ چ َ رِ ی َه ْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به چتر سیاه شود:
چتر سیه و رایت او سایه فکنده ست
در هندبهر جای که حصنی و حصاری است.فرخی.

جمله سازی با چتر سیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بدود مشعل ماتم فروغ مهر و مه بستند برای سایه ی شهزادگان چتر سیه بستند

💡 چو ما کرانۀ چتر سیه برافروزیم بر آسمان کبود از میان دریا بار

💡 بر سرت چتر سیه بختی خود بس، چه ضرور به پر و بال هما روح تو پرواز کند؟!

💡 ابروان چتر سیه بر سرشان مانع از آفت تیغ خورشان

💡 چو میغ گوشۀ چتر سیه برافرازد بآسمان کبود از میان دریا بار

💡 در آن شب بارانی و تاریک، او با چتر سیه خود زیر نور ضعیف چراغ‌های خیابان قدم می‌زد و در فکر تصمیم‌های سختی که باید می‌گرفت بود.

💡 شاعر با استفاده از استعاره چتر سیه، فضای سنگین و غم‌انگیز مراسم سوگواری را به تصویر کشیده است تا حس ناامیدی را به خواننده منتقل کند.

💡 آن مرد پیر با چتر سیه و لباس‌های تیره، در میان جمعیت شلوغ بازار به آرامی حرکت می‌کرد و کسی متوجه حضور بی‌صدای او نمی‌شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران