چتر سلیمان

لغت نامه دهخدا

چتر سلیمان. [ چ َ رِ س ُ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) معروف و گویند رنگ پسین سیاه بود. ( آنندراج ). چتر منسوب به سلیمان. چتر مخصوص سلیمان:
سایه فقر از سر ما خاکساران کم مباد
زینت چتر سلیمان خرقه پشمینه بود.اسیر ( از آنندراج ). || کنایه از بلندی و ارتفاع بسیار:
بکسب هوایش ز بال تذرو
به چتر سلیمان رسیده است سرو.طغرا ( ازآنندراج ).

فرهنگ فارسی

چتر منسوب به سلیمان. چتر مخصوص سلیمان یا کنایه از بلندی و ارتفاع بسیار.

جمله سازی با چتر سلیمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گوزدن ایراق که سلطان جنون شوکتدن هر دو گون باشیمه بیر چتر سلیمان اولموش

💡 دیو و پری داشت تخت ظلم از آن بود سخت دیو رها کرد رخت چتر سلیمان رسید

💡 اگر در سایهٔ مژگان مورت جا دهد فرصت به ‌راحت واکش و آرایش چتر سلیمان ‌کن

💡 اگر از بال پری بود سلیمان را چتر شهپر بلبل ما چتر سلیمان گل است

💡 جگر سوخته را تیغ بود آب حیات سر سودازده را چتر سلیمان داغ است

💡 وسوسه تن گذشت غلغله جان رسید مور فروشد به گور چتر سلیمان رسید