شیشه دل

لغت نامه دهخدا

شیشه دل. [ شی ش َ / ش ِ دِ ] ( ص مرکب ) مقابل سنگدل. شیشه جان. کنایه از نازک مزاج. ( از آنندراج ):
بر آن شیشه دلان از ترکتازی
فلک را پیش گشته شیشه بازی.نظامی.از دیدن رویت دل آئینه فروریخت
هر شیشه دلی طاقت دیدار ندارد.صائب ( از آنندراج ).تو شیشه دل ندهی تن به سختی ایام
وگرنه لعل ز کوه و کمر شود پیدا.صائب ( از آنندراج ).من شیشه دلم حوصله سنگ ندارم
دارم سر صلح و جگر جنگ ندارم.صائب.|| نامرد. ( غیاث ).

فرهنگ فارسی

مقابل سنگدل شیشه جان کنایه از نازک مزاج.

جمله سازی با شیشه دل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حدیث عشق شودناله ترجمانش و لرزد چو شیشه دل‌که‌کشد تیغ از میانش و لرزد

💡 گرچه صد شیشه دل پیش تو بر سنگ زدند نشنید از دل چون سنگ، کسی آه ترا

💡 سرمست می لذت دردم به خرام آر وین شیشه دل بشکن و در رهگذرم ریز

💡 می گدازد شیشه دل را می رنگین حسن دل ز ساغر می برد صهبای دل شیرین حسن

💡 شهری به شیشه دل ما سنگ می زنند در هیچ پای نیشتری از زجاج نیست

💡 مستی آسان نبود، حوصله ای می خواهد توبه این شیشه دلی هوش به صهبا مفروش

دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز