چاه کن

کاریزگر یا مقنی به فردی اطلاق می‌شود که به حفر کاریز و قنات مشغول است. این افراد همچنین به عنوان چاه‌کن نیز شناخته می‌شوند. حرفه کاریزگری یا مقنی‌گری، امروزه به عنوان یک شغل منسوخ به شمار می‌آید. کاریزگری یا مقنی‌گری شغلی بسیار قدیمی است که از آغاز تمدن ایران وجود داشته است. تمدن ایران بر پایه‌های رودخانه‌ای و کاریزی شکل گرفته و شهرها در حاشیه کویرها در اطراف کاریزها و جوی‌های آب قنات ایجاد شده‌اند. شغل کاریزگر شامل حفاری قنات و نگهداری فیزیکی کانال‌ها و راهروهای آن می‌باشد، در حالی که تقسیم آب به عهده میرآب است.

لغت نامه دهخدا

چاه کن. [ ک َ ] ( نف مرکب ) مقنی و چاخو. ( ناظم الاطباء ). کسی که کارش چاه کندن است. ( فرهنگ نظام ). حفار. کموش. کَن کَن. چاه کننده. کننده چاه. آنکه چاه میکند. غارّ. ( منتهی الارب ): 
ببرد از میان لشکری چاه کن 
کجا نام بردند از آن انجمن.فردوسی.پی چاهکن در ته چاه زن 
سر راهزن بر سر راه زن.ظهوری ( از آنندراج ).- امثال:
چاهکن ته چاه است.
|| ظالم و مکار. ( آنندراج ) ( غیاث ). مجازاً کسی که برای آزار دیگری مکر یا ظلم میکند. ( فرهنگ نظام ). || ( اِ مرکب ) آلتی جهت کندن چاه. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. کسی که پیشه اش کندن چاه یا لای روبی کاریز است، چاه کن، مقنی.
۲. کسی که چاه مستراح را خالی می کند. &delta، بیشتر در معنای دوم استفاده می شود.

فرهنگ فارسی

معروف است. مقنی و چاخو. کسیکه کارش چاه کندن است. حفار. کموش. کن کن. چاه کننده. کنند. چاه. آنکه چاه میکند.

جملاتی از کلمه چاه کن

رهنما نیست آن که راهزن است بر سر راه خلق چاه کن است
قصدش این است که تا بیخ کُند گفت آن چاه کن اندر بُنِ چاه
جز خال و زنخدان تو... ندید کس چاه نگون و چاه کن بر سر چاه
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم