پرشرر

لغت نامه دهخدا

پرشرر. [ پ ُ ش َ رَ ] ( ص مرکب ) پرشرار.

فرهنگ عمید

۱. آتشی که جرقۀ بسیار دارد، پرجرقه.
۲. [مجاز] پر از هیجان.

فرهنگ فارسی

پرشرار، پرجرقه، آتش که جرقه بسیاردارد
( صفت ) پر شعله پر جرقه.

جمله سازی با پرشرر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در فارس ز میلاد شه یثرب و بطحا خاموش شد آتشکده پرشرر امروز

💡 وز نفسی عرصه این خاک توده را پرشرر کن

💡 کجا بسوزد خشم تو بدسگالان را شوند پرشرر و اخگر آسمان و زمین

💡 ز آه گرم و ناله های پرشرر آتش اندازیم اندر خشک و تر

💡 دل در بدن کباب و مرا دیده تر هنوز تن غرق آب و آتش و دل پرشرر هنوز

💡 کز غم تو سینهٔ من پرشرر پرشرر پرشرر شد

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز