پردان

لغت نامه دهخدا

پردان. [ پ ُ ] ( نف مرکب ) بسیاردان. سخت دانا.

فرهنگ عمید

بسیاردانا، عاقل، و هوشیار، بسیاردان.

دانشنامه عمومی

پردان روستایی در دهستان زهان بخش زهان شهرستان زیرکوه استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۴۸۳ نفر ( در ۱۴۲ خانوار ) بوده است.

جمله سازی با پردان

💡 این زمان گر زحل قوی باشد طفل پردان و معنوی باشد

💡 گفتمش مرغ زیرک است دلم گفت صیاد نیز پردان است

💡 فرقة پردان خودآرا نییم طایفة هیچ ندانیم ما

💡 بیرون خود چو رفتی عالم ز دوست پردان او را بیافت هرکو گامی ز خود برون زد