پاک گهر

لغت نامه دهخدا

پاک گهر. [ گ ُ هََ ] ( ص مرکب ) پاک نژاد. اصیل. مَحض. مَحضه. پاکزاد. پاکزاده. حلال زاده:
شاد باش ای ملک پاکدل پاک گهر
کام ران ای ملک نیکخوی نیک خصال.فرخی.

فرهنگ عمید

پاکیزه گهر، پاک نژاد، پاک زاده، نجیب، اصیل.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پاک گوهر
پاک نژاد اصیل

جمله سازی با پاک گهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بحق شاه شهیدان حسین پاک گهر که گرد دامن پاکش نگشت گرد گناه

💡 شمع روشن گهران روشنی از هم گیرد رونق افروز می پاک گهر مهتاب است

💡 باده پاک گهر چشم مرا دریا کرد کار سنگ یده از رطل گران می‌آید

💡 صدف پاک گهر از دل من دارد یاد در وطن غنچه نشستن، به سفر خندیدن

💡 گرچه آیینه ندارد خطر از آب گهر بیش ازین رومده ای پاک گهر آینه را

💡 از برق حوادث نکند پاک گهر بیم رنگ از رخ یاقوت به آتش نتوان برد

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز