وحشت زده

فرهنگ عمید

وحشت یافته، ترسیده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ترسیده وحشت یافته: کلارا و بهرام در گوش. بالای اطاق مثل دو جوجه کز کرده و با چشمهای وحشت زده مادر را می پاییدند... )

جمله سازی با وحشت زده

💡 هیو جکمن در نقش رادریک «ردی» سنت جیمز، یک موش صحرایی حیوان خانگی وحشت زده اما تنها، که در یک آپارتمان کنزینگتون با یک خانواده ثروتمند انگلیسی زندگی می‌کند. او توسط سید به توالت می‌رود و وارد فاضلاب می‌شود.

💡 به هر روی پیشروی مردم، دربار را وحشت زده کرد و کوشش کامران میرزا نایب‌السلطنه برای آرام کردن مردم حاصلی نداشت. به‌طوری‌که وعده‌های او به نیابت از شاه که «فرنگی‌ها را بیرون می‌کنیم» یا دستخط شاه خطاب به وی که اعلام می‌داشت،

💡 تو بدآموز به صحرا شده ای چون مجنون ورنه وحشت زده را گوشه دل جای خوشی است

💡 آنها با هم به کافه ای می‌روند تا مرد خودش راه آلبانی را بپرسد و کودک را با خود ببرد ولی چند پلیس مرزی به کافه می‌آیند و کودک وحشت زده به خیابان می‌رود. پیرمرد او را در طرف دیگر خیابان می‌یابد و باهم به سمت مرز کوهستانی حرکت می‌کنند.

💡 دل وحشت زده از سینه کجا یاد کند؟ چه خیال است که گوهر به صدف واگردد؟

چاشت یعنی چه؟
چاشت یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز