مشکین حجاب

لغت نامه دهخدا

مشکین حجاب. [ م ُ / م ِ ح ِ ] ( اِ مرکب ) حجاب سیاه. روی پوشی تیره و سیاه چون مشک:
مه با جمال روی تو مشکین شده در کوی تو
شب با خیال موی تو مشکین حجاب انداخته.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 661 ).و رجوع به مشک و مشکین و ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

حجاب سیاه روی پوشی تیره و سیاه چون مشک.

جمله سازی با مشکین حجاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مه با خیال روی تو، گم‌گشته اندر کوی تو شب با جمال موی تو، مشکین حجاب انداخته

💡 بر چهرهٔ تو پیچهٔ مشکین حجاب نیست جانا مکن که آب به غربال می‌بری

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز