وبه

لغت نامه دهخدا

وبه. [ وَ ب َه ْ ] ( ع مص ) به معنی وَبْه ْ. ( المنجد ). فطانت. ( المنجد ). دانستن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به وبه شود.
وبه. [ وَب ْه ْ ] ( ع اِمص ) زیرکی. || بزرگ منشی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). تکبر و بزرگ منشی. ( ناظم الاطباء ). || ( مص ) دانستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || باک داشتن. ( المصادر زوزنی ) ( ناظم الاطباء ): فلان لایوبه به ( به صیغه مضارع و مجهول )؛ یعنی باک نیست به وی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

زیرکی. یا بزرگ منشی یا دانستن

جمله سازی با وبه

💡 بعرس‌ها: مراد از عرس زیارت قبور به‌طور دست جمعی، و اجتماع بر سر آنان می‌باشد، مثل عرس شیخ شاه وارث، در شهر (دیوه)، عرس خواجه معین الدین چشتی، که در آن میلیون‌ها انسان جمع می‌شوند، وبه زیارت می‌پردازند.

💡 دلیر باش و به بازوی اوشجاعت کن بلندباش وبه شمشیر او جهان پیرای

💡 به لشگر درون بود مردی دلیر به تن زنده پیل وبه دل شرزه شیر

💡 روستاهای عباس آباد علاقه بند، قاسم آباد تهرانچی، محمود آباد خالصه، از این بخش جدا شده وبه بخش خاوران ری الحاق شده است.

💡 این روستا در دهستان پیان قرار دارد و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۷۳ نفر (۱۵۸خانوار) بوده‌است.مردم این روستا بختیاری واز طایفه کورکور ایل زراسوند میباشند وبه زبان بختیاری صحبت میکنند.

💡 امین آباد در تقسیمات جدید کشوری از ری مستقل شد وبه روستا تبدیل شد.

فصاحت یعنی چه؟
فصاحت یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز