وادی قدس

لغت نامه دهخدا

وادی قدس. [ ی ِ ق ُ ] ( اِخ ) کنایه از آسمان است که عیسی به آن عروج کرد: چون مسیح از ایمان یهود مأیوس گشت سیاحت اختیار فرمود چندگاه در اطراف جهان سیر کرده در اثناء اسفار نزول مایده واقعشد و در کرت ثانی که به موجب حکم ربانی به بیت المقدس مراجعت فرمود و حاکم آن بلده که ظالمی بود فرعون وش همت بر قتل روح اﷲ گماشت و حق سبحانه و تعالی جمعی از ملائکه را فرستاد تا در شب قدر که داخل لیالی ماه مبارک رمضان بود آنجناب را از چنگ ظلمه نجات داده به آسمان بردند. در معالم التنزیل مسطور است که شصت و پنج سال از استیلای اسکندر در زمین بابل گذشته بود که عیسی ( ع ) تولد نمود و چون سن شریفش به سی سالگی رسید مبعوث گشت و در سی وسه سالگی از بیت المقدس به جانب وادی قدس مرفوع شد و بدین روایت مدت دعوت عیسی علیه السلام سه سال باشد. ( حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 143 ).

فرهنگ فارسی

کنایه از آسمان است که عیسی بان عروج کرد.

جمله سازی با وادی قدس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سوی وادی قدس کان پاکی است اینچنین آمدن ز بی باکی است

💡 هستم از همت چو موسی رهرو وادی قدس گر بپایم پای پوش اندر نباشد گو مباش

💡 کشند آزادگان وادی قدس انتظارم را وداعی ای گران جانان آب و گل که من رفتم

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز