لغت نامه دهخدا
( واحداً ) واحداً. [ ح ِدَن ْ ] ( ع ق ) تنها. منفرداً. جدا. ( ناظم الاطباء ).
( واحداً ) واحداً. [ ح ِدَن ْ ] ( ع ق ) تنها. منفرداً. جدا. ( ناظم الاطباء ).
تنها منفردا
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
وحد (۱۵۳ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عمرک یا واحدا فی درجات الکمال قد نزل الهم بی یا سندی قم تعال
💡 هل یکون العلیم و الجاهل واحدا عند عاقل کامل
💡 شیخ گفت الزم بابا یفتح لک الابواب واخدم سیدا واحدا یخضع لک الرقاب
💡 هذا الکتاب إذا سهل الله تعالی إتمامه یکون کتابا لا نظیر له فی کتب أصحابنا و لا فی کتاب المخالفین لأنّی إلی الآن ما عرفت لأحد من الفقهاء کتابا واحدا یشتمل علی الأصول و الفروع مستوفیا بمذهبنا.
💡 و قیل فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، الخطاب مع النبی و المراد به امّته واحدا بعد واحد.