هم دین

لغت نامه دهخدا

هم دین. [ هََ ] ( ص مرکب ) هم کیش. هم آیین. هم مذهب. ( یادداشت مؤلف ): قیصر جواب داد که ابرهه همدین ماست وما بر همدینان خویش سپاه نفرستیم. ( تاریخ بلعمی ).
از آن کاو نه همدین و همراه بود
زبان از ستودَنْش کوتاه بود.فردوسی.

فرهنگ عمید

دو یا چند تن که دارای یک کیش و آیین باشند، هم کیش.

جمله سازی با هم دین

💡 به ره شد رو به رو با رام، جسرت قران کردند با هم دین و دولت

💡 چشم تو دین برباید رخ تو باز دهد چه بلائی تو که هم دین بر و هم دین آری

💡 ربوده چشم تو هم دین و هم دل خسرو مگر که عادت آن ترک غارت و عور است

💡 هم کفر ما به لذت و هم دین ما به ذوق زنار و سبحه در شکر ناب شسته ایم

💡 ای ماه و ای پروینِ من ای دینی و هم دین من من خوشه چین ماه تو گردیدمی در خرمنت

💡 ازو یابی تو هم ایمان و هم دین به کام تو شود هم آن و هم این

الکن یعنی چه؟
الکن یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز