لغت نامه دهخدا
هازه. [ زَ / زِ ] ( ص ) کسی را گویند که از خیریت بر یکجای فروماند و واله شده باشد. || حقیر. ( جهانگیری ). رجوع به هاژ و هاژو و هاژه شود.
هازه. [ زَ / زِ ] ( ص ) کسی را گویند که از خیریت بر یکجای فروماند و واله شده باشد. || حقیر. ( جهانگیری ). رجوع به هاژ و هاژو و هاژه شود.
کسی را گویند که از خیریت بر یکجای فروماند و واله شده باشد.
هازه رودی است به امس می ریزد. این رود از کشور آلمان می گذرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به تیری چون ملک شیری چنان گشت ز هازه خاست از چرخ کمان پشت
💡 چو دستش کمان را بیاراستی ز هازه ز هر گوشه برخاستی