نازکنان

لغت نامه دهخدا

نازکنان. [ ک ُ ]( ق مرکب ) خرامان با ناز و عشوه. نازان:
سوی حوض آمدند نازکنان
گره از بند فوطه بازکنان.نظامی.

فرهنگ عمید

در حال ناز کردن و عشوه گری.

فرهنگ فارسی

( صفت ) با ناز و عشوه گری: سوی حوض آمدند نازکنان گره از بند فوطه بازکنان. ( نظامی )

جمله سازی با نازکنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون زخم رسید زخم از پرده دران او نازکنان کنار و من لابه‌کنان

💡 بامدادان به چمن نازکنان می گشتی سرو یک پای ستاده به لب جوی بماند

💡 ناله‌ام از شوق درت بر فلک می‌رود و نازکنان می‌رود

💡 تا شدی نازکنان ساقی خونین جگران همه مستند ز جام می و من از نازت

💡 آن پسر نازکنان می رود اندر ره من دلی افتاده در آن راهگذر می بینم

💡 سوی حوض آمدند نازکنان گره از بندِ فوطه بازکُنان

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز