نازک عذار

لغت نامه دهخدا

نازک عذار. [ زُ ع ِ ] ( ص مرکب ) که عذاری لطیف دارد. جوان نوخاسته که پوست صورتش لطیف است. که گونه ای شاداب و مو برنارسته دارد:
ز دست شاهد نازک عذارعیسی دم
شراب نوش و رها کن حدیث عاد و ثمود.حافظ.

فرهنگ فارسی

( صفت ) جوان نوخاسته که پوست چهره اش لطیف باشد: ز دست شاهد نازک عذار عیسی دم شراب نوش و رها کن حدیث عاد و ثمود. ( حافظ )

جمله سازی با نازک عذار

💡 همیشه تا به بهاران نقاب غنچه صبا ز عارض گل نازک عذار بگشاید

انکار کردن یعنی چه؟
انکار کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز