مخفوض

لغت نامه دهخدا

مخفوض. [ م َ ]( ع ص ) تواضع و فروتنی کننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). فروتن و متواضع. ( ناظم الاطباء ). || پشت شکسته. ویران و خراب گشته: سد سیلاب حوادث در این بلیه منبثق و یکسان با خاک، و بناء عزت منقوض و لواء مجدت مخفوض، اشک دیده انام مسفوح... ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 444 ). || خوش و آسوده: عیش مخفوض و خافض؛ زندگی خوش و خرم. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). رجوع به خافض شود. || ( اصطلاح نحوی ) حرفی که دارای خفض باشد. ( ناظم الاطباء ). مجرور. رجوع به خفض شود.

فرهنگ عمید

۱. پست شده.
۲. آسان شده.

جمله سازی با مخفوض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الا تا که محفوظ و مخفوض را ذی چو منصوب را ذا و مرفوع را ذو

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز