لغت نامه دهخدا
مالیت. [لی ی َ ] ( از ع، اِمص ) ارزش. بها. قیمت:
دل از آن گشت گرانمایه که درد تو در اوست
ور نه معلوم بر ما و تو مالیت دل.مسیح کاشی ( از بهار عجم ).و رجوع به مالیه شود.
مالیت. [لی ی َ ] ( از ع، اِمص ) ارزش. بها. قیمت:
دل از آن گشت گرانمایه که درد تو در اوست
ور نه معلوم بر ما و تو مالیت دل.مسیح کاشی ( از بهار عجم ).و رجوع به مالیه شود.
ارزش بها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انا ا مالیت ۴۱٫۸ کیلومترمربع مساحت و ۵٬۸۵۹ نفر جمعیت دارد.
💡 موضوع اقتصاد عبارت است از: ثروت (کالاها، خدمات و منابع) از حیث چگونگی تولید، توزیع و مصرف آن. مقصود از «ثروت» جنبه مالی و ارزش کالاها و خدمات است، نه جنبه عینیت اموال؛ بنابراین ثروت از نظر ارزشمند بودن و مالیت موضوع اقتصاد است.
💡 چه سوی کهنه اوراق علوم آرم نظر زانرو که مالیت ندارد باده را مرهون نخواهد شد