لغت نامه دهخدا
یاف. ( ص ) یافه. بیهوده. ( آنندراج ) ( مؤید الفضلاء ). بیهوده و یاوه و باطل. ( از ناظم الاطباء ). || گمشده. ( آنندراج ) ( مؤید الفضلاء ). رجوع به یافه شود.
یاف. ( ص ) یافه. بیهوده. ( آنندراج ) ( مؤید الفضلاء ). بیهوده و یاوه و باطل. ( از ناظم الاطباء ). || گمشده. ( آنندراج ) ( مؤید الفضلاء ). رجوع به یافه شود.
یافه بیهوده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قبول عشق را نازم که از مشکلپسندیها ز یاف آید جیاد عقل پیش طبع وقّادم