گیتی پناه

لغت نامه دهخدا

گیتی پناه. [ پ َ ] ( ص مرکب ) پناه دهنده گیتی. ملجاء دنیا که کنایه از خداوند باشد:
ببر این همه هدیه ها پیش شاه
بگویش ز دادار گیتی پناه.فردوسی.پس از نام یزدان گیتی پناه
طراز سخن بست بر نام شاه.نظامی.که چون من به نیروی گیتی پناه
به گردون گردان رسانم کلاه.نظامی.سپاس از خداوند گیتی پناه
که بیش است از این قصه انصاف شاه.نظامی. || از اوصافی است که پادشاهان را بدان ستایند. ( از ارمغان آصفی ):
قباد و چو کشواد زرین کلاه
بسی نامداران گیتی پناه.فردوسی.نبوده همچو او گیتی پناهی. ( از حبیب السیر جزو4ج 3 ص 322 ).

فرهنگ عمید

۱. پناه دهندۀ جهان.
۲. [مجاز] پادشاه.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) پناه دهند. جهان ملجا دنیا. ۲ - خدا. ۳ - شاه.

جمله سازی با گیتی پناه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپاس از خداوند گیتی پناه که بیشست از این قصه انصاف شاه

💡 چو دید آن خداوند گیتی پناه که بدخواه را برده شیطان ز راه

💡 که چون من به نیروی گیتی پناه به گردون گردان رساندم کلاه

💡 داور خورشید منظر، حاکم گیتی پناه آصف جمشید دولت، صاحب خسرو نشان

💡 بجوی از خداوند گیتی پناه رهایی از این بند از وی بخواه

💡 تا او نسازد از خم ابرو اشاره کس را ز حادثات دو گیتی پناه نیست

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز