گلچین کردن
مترادفها
برگزیدن، انتخاب کردن، گزینش کردن
متضادها
پراکنده کردن، پخش کردن
لغت نامه دهخدا
گلچین کردن. [ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نیکوها را گزیدن. برگزیدن نیکوترها. گزیدن خوب. انتخاب. اجتباء.
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) (مص م. ) انتخاب کردن، بهترین ها را برگزیدن.
فرهنگ فارسی
انتخاب کردن برگزیدن.
جمله سازی با گلچین کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لب به شکر خنده وا کردن درین بستانسرا خون خود چون گل حلال دست گلچین کردن است
💡 گلچین کردن بهترین لحظات زندگی و ثبت آنها در یک دفتر خاطرات، میتواند به انسان کمک کند تا در آینده با نگاهی مثبت به گذشته بنگرد.
💡 فرآیند گلچین کردن گلهای مناسب برای تزیین میزهای مهمانی، نیازمند دقت و داشتن سلیقه بسیار خوب در انتخاب رنگها و انواع مختلف گلها است.
💡 برای تهیه یک مجموعه موسیقی عالی، گلچین کردن آهنگهای باکیفیت و هماهنگ با همیتی که نیاز دارد، بسیار دشوار و زمانبر به نظر میرسد.