گل سرخی
لغت نامه دهخدا
گل سرخی. [ گ ُ س ُ ] ( ص نسبی مرکب ) به رنگ گل سرخ. به رنگ سوری. منقوش به نقوش گل سرخی.
گل سرخی. [ گ ُ س ُ ] ( ص نسبی مرکب ) نام قسمی از تراش الماس که با آن تراش رأس الماس به شکل هرم و دارای سطوح مثلث میگردد.
فرهنگ عمید
۱. به رنگ گل سرخ.
۲. دارای نقشی شبیه گل سرخ.
۳. نوعی تراش الماس به شکل هرم و دارای سطوح مثلث.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - برنگ گل سرخ برنگ گل سوری. ۲ - منقوش بنقوش گل سرخ. ۳ - قسمی از تراش الماس که با آن تراش راس الماس بشکل هرم و دارای سطوح مثلث میگردد. جمع: گل سرخیان. یا گل سرخیان جمع گل سرخی. تیره ایست از گیاهان دو لپه یی جدا گلبرگ که شامل هم. گونه های گل سرخ میشود و بعلاوه گیاهانی از قبیل تمشک و توت فرنگی و آلو و گوجه و زرد آلو و هلو و گیلاس و آلبالو و سیب و گلابی و به و ازگیل و زالزالک در این تیره جای میگیرند. گلهای گیاهان این تیره همه دارای ۵ کاسبرگ و ۵ گلبرگ و پرچمهای بسیار است ( در مورد گل سرخ چون گونه های پیوندی و تربیت شده بر اثر پرورش حاصل کرده اند غالبا تعداد گلبرگها زیاد میشود و در هرد حال ضریبی از پنج است ).
نام قسمی از تراش الماس که با آن تراش راس الماس بشکل هرم و دارای سطوح مثلث میگردد.
جمله سازی با گل سرخی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر گل سرخی که هست از مدد خون ماست هر گل زردی که رُست رُسته ز صفرای ماست
💡 شد وقت گل و روزی فریاد که ننشینی یک دم چو گل سرخی در پیش گل زردی
💡 لالهرویی بر گل سرخی نگاشت کز سیهچشمان نگیرم دلبری
💡 "ما شکفتیم که پژمرده شویم گل سرخی که دو شب ماند، گیاست
💡 برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز برو برو گل سرخی ولیک خارآمیز