لغت نامه دهخدا
گریزا. [ گ ُ ] ( نف ) آنکه عادت به گریز دارد. آنکه همیشه گریزد. گریزنده.
گریزا. [ گ ُ ] ( نف ) آنکه عادت به گریز دارد. آنکه همیشه گریزد. گریزنده.
= گریختن
( صفت ) آنکه عادت بگریز دارد گریزنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهارک چو دید آن سپاه نبرد گریزا شد آهنگ دروازه کرد
💡 با کفش این چشمهی سیمابریز خوانده چو سیماب گریزا گریز
💡 ستیزنده از تیغ سیماب ریز چو سیماب کرده گریزا گریز