لغت نامه دهخدا
گرم کین. [ گ َ ] ( ص مرکب ) کنایه از دشمن قوی. ( آنندراج ). آنکه کینه اش قوی بود:
سردنفس بود سگ گرم کین
روبه از آن دوخت مگر پوستین.نظامی.شکایت کرد پیش هم نشینان
که بد باشد جفای گرم کینان.امیرخسرو ( از آنندراج ).
گرم کین. [ گ َ ] ( ص مرکب ) کنایه از دشمن قوی. ( آنندراج ). آنکه کینه اش قوی بود:
سردنفس بود سگ گرم کین
روبه از آن دوخت مگر پوستین.نظامی.شکایت کرد پیش هم نشینان
که بد باشد جفای گرم کینان.امیرخسرو ( از آنندراج ).
آن که کینه ای سخت دارد.
کسی که کینه ای سخت دارد دشمن قوی: سرد نفس بود سگ گرم کین رو به از آن دوخت مگر پوستین. ( نظامی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرد نفَس بود سگِ گرم کین روبه از آن دوخت مگر پوستین