گرده بر

لغت نامه دهخدا

گرده بر. [ گ ِ دَ / دِ ب ُ ] ( اِ مرکب ) همان گردبر است. ( آنندراج ). برماه. برماهه. برمای. مته. مثقب. سکنه. اسکنه.

فرهنگ فارسی

( اسم ) برماه برماهه مثقبه اسکنه

جمله سازی با گرده بر

💡 غم جان خور که آنِ نان خورده است تا لب گور گرده بر گرده است

💡 از خمیر فکرت توست این که داند روزگار ماه را چون چرخ همچون گرده بر خوان داشتن