گردانیده
گردانیده به معنای انجام عمل چرخاندن یا تغییر حالت چیزی است. به طور کلی، این واژه میتواند شامل چرخاندن یک جسم فیزیکی یا تغییر در وضعیت یا حالت یک موضوع باشد.
کاربردهای مختلف
در زبان ادبی: در ادبیات فارسی، واژه گردانیده ممکن است به صورت مجازی برای توصیف تغییرات در احساسات، افکار یا شرایط زندگی به کار رود. به عنوان مثال، شاعر ممکن است از این واژه برای بیان تغییرات در زندگی شخصیتهای داستان استفاده کند، یا برای توصیف تحولات در احساسات انسانی، مانند عشق، ناامیدی یا امید. این نوع کاربرد به آثار ادبی عمق و زیبایی خاصی میبخشد و احساسات را به شکلی عمیقتر و تأثیرگذارتر منتقل میکند.
در زبان محاوره: این واژه میتواند در مکالمات روزمره به معنای تغییر و تحول در امور مختلف به کار برود. در این زمینه، گردانیده میتواند به تغییر در شغل، رفتار، روابط یا حتی نگرشها اشاره داشته باشد. این کاربرد به ما کمک میکند تا به سادگی و به شکل غیررسمی از تغییرات و تحولات در زندگی خود و دیگران صحبت کنیم.
مترادفها
چرخیده، چرخانده، حرکت داده
متضادها
ثابت، ساکن، متوقف
لغت نامه دهخدا
گردانیده. [ گ َ دَ / دِ ] ( ن مف ) تغییرداده. رجوع به گردانیدن شود. || ( اِ ) به معنی گردان است و آن کبابی باشد که گوشت آن را اول در آب جوشانند و بعد از آن به سیخ کشند. ( برهان ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - گردش داده حرکت داده. ۲ - بدور در آورده چرخانده. ۳ - تغییر داده دیگر گون کرده.
جمله سازی با گردانیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چندان بگریست که از هوش بشد. پس گریان برخاست و بخانه رفت و آن شب هیچ نخورد و سخن نگفت. دیگر روز پیاده به مجلس آمد اندوهگین و زرد روی چون مجلس بآخر رسید، برفت بخانه. روز سوم پیاده تنها بیامد. چون مجلس تمام شد پیش سری آمد و گفت: ای استاد آن سخن تو مرا گرفته است و دنیا بر دل من سرد گردانیده ای. میخواهم که از خلق عزلت گیرم و دنیا را فرو گذارم. مرا بیان کن راه سالکان.
💡 و گفت: حق تعالی پنهان گردانیده است چیزها در چیزها رضاء خویش در طاعتها و غضب خویش در معصیتها و مکر خویش در علم خویش و خداع خویش در لطف خویش و عقوبات خویش در کرامات خویش.