گرد برگشتن

لغت نامه دهخدا

گرد برگشتن. [ گ ِ ب َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) دور زدن. گردیدن. جولان. طوف. طواف. ( ترجمان القرآن ). تدویم. تداوم. ( منتهی الارب ):
به بیشه درون گرد برگشت شاه
همه کرد هر جای لختی نگاه.فردوسی.اندرآمد به باغ باد خزان
گرد برگشت گرد شاخ رزان.فرخی.خرامیدن لاجوردی سپهر
همان گرد برگشتن ماه و مهر.نظامی.

جمله سازی با گرد برگشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خرامیدن لاجوردی سپهر همی گرد برگشتن ماه و مهر

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز